
راینر ماریا ریلکه از شاعران بزرگ قرن بیستم اروپا و ادبیات آلمان است .
و درپراگ زاده شد و در برلین تحصیل کرد .
ریلکه معتقد بود که شعر وسیله ای برای بیان احساسات نیست . بلکه ابزرای برای بیان تجربه های درونی است .
موسیقی کلام موجود در شعر ریلکه را تنها با خوانش آثار او به زبان اصلی می توان دریافت .
در مجموعه" کتاب ساعات " او در مورد خدا سخن می گوید. خدایی که در همه مظاهر هستی وجود دارد.
اما انسان به دلیل اینکه از عالم معنا گسسته است ُ صدای او را به زحمت می شنود.
اگر گاهی ای همسایه ُ ای خدا
در شبی بلند با در کوفتن های خود می آزارمت
از آن روست که صدای نفس هایت را به دشواری می شنوم .
و می دانم که در سرای خویش تنهایی .
ریلکه در پاریس با رودن آشنا شد . و مهمترین درسی که از او آموخت ُ نگریستن عمیق به اشیا بود .
رودن ( مجسمه ساز فرانسوی ) معتقد بود : "باید حقیقتی را که در درون سنگ است از آن بیرون کشید ."
و نیز از رودن آموخت : " هنرمند هرگز نباید به انتظار الهام بنشیند ُ بلکه باید پیوسته کار کند "
ریلکه می نویسد:
" زمان را نمی توان سنجید . در این جا یک سال هیچ است و ده سال به حساب نمی آید.
هنرمند بودن یعنی حساب نکردن ُ بارور شدن مانند درختی که در معرض طوفان های زندگی
ایستاده است . و هراسی از آن ندارد که مبادا تابستان نیاید.
تابستان خواهد آمد ُ اما نمی آید مگر برای کسانی که خاموش و شکیبا ایستاده اند
و چنان آرامشی دارند که گویی ابدیت در برابر آنها ایستاده است .
من هر روز به بهای دردهایی که آنها را سپاس می گویم ُ از نو می آموزم
که شکیبایی همه چیز است ."
در سال ۱۹۲۲ میلادی ریلکه مجموعه " سوگسرودهای دوئینر " را منتشر کرد .
این اثر شاهکار ریلکه است .
قسمتی از یکی از اشعار ریلکه :
اگر فریاد بر می آوردم
چه کسی صدای مرا در بارگاه فرشتگان می شنید ؟
حتی اگر یکی از آنان مرا ناگهان به سینه فشرد
در وجود نیرومند او تحلیل می رفتم
زیبایی چیزی نیست
جز آغاز وحشتی که هنوزش تحمل می کنیم
و از آن رو ستایشش می کنیم
چون اجازه می دهد که از پای در آییم
هر فرشته ای هراس انگیز است ."
(راینر ماریا ریلکه ُ قرن بیستم )